geology
دوشنبه، 2 مهر 1397
Menu

 بلوک لوت

بلوك لوت، با درازايي حدود 900 كيلومتر، خاوريترين بخش خردقارة ايران مركزي است. مرز خاوري آن با گسل نهبندان و حوضة فليشي خاور ايران و مرز باختري آن با گسل نايبند و بلوك طبس مشخص ميشود. در روي نقشة زمينساخت ايران (اشتوكلين و نبوي، 1973)، مرز شمالي اين بلوك به فروافتادگي جنوب كاشمر و مرز جنوبي آن به فرونشست جازموريان بسته ميشود (شكل 2-16). در 1968، اشتوكلين اين بلوك را به دو بخش خاوري و باختري تقسيم كرد كه با رشته كوههاي شتري از يكديگر جدا ميشد. يافتههاي بعدي نشان داد كه ويژگيهاي زمينشناسي اين دو بلوك قابل قياس نيستند. براي نمونه، روانههاي آذرين بسيار ستبر (2000 تا 3000 متر) سنوزوييك بلوك لوت در بلوك طبس وجود ندارد و يا حركتهاي زمينساختي سيمرين پيشين، به ويژه سيمرين مياني كه با دگر شكلي و پايداري نسبي بلوك لوت همراه است، در بلوك طبس، نشانههاي زمينزايي ملايم دارند. به همين دليل، به ويژه به دليل يافتههاي نوين، در گسترة بلوك لوت بازنگري و بلوك طبس، فرونشست جازموريان و كوههاي بزمان ، به عنوان كمان ماگمايي، از اين بلوك حذف شده است.

تاريخچه چينهاي بلوك لوت

تاريخچه چينهاي بلوك لوت بسيار نزديك با ديگر نواحي خردقارة ايران مركزي است. ولي، چهار ويژگي بر چينهنگاري بلوك لوت حاكم است.

1- تأثير درخور توجه كوهزايي سيمرين پيشين (پالئوبلوچ – ريير و محافظ، 1972) بر سنگهاي كهنتر از ترياس مياني.

2- چينخوردگي، آتشفشاني و پلوتونيسم به نسبت شديد ژوراسيك مياني (سيمرين مياني) به ويژه در نواحي دهسلم، چهارفرسخ كه با سختشدگي و پايداري نسبي بلوك همراه است.

3- فراواني سنگهاي آتشفشاني سيستم ترشيري، به ويژه ائوسن، كه با داشتن ضخامتي حدود 2000 متر، بيش از نيمي از بلوك لوت را ميپوشاند.

4- نهشتههاي درياچهاي، به تقريب افقي، پليوسن – پليستوسن به نام « سازند لوت » كه نشانگر عملكرد ضعيف بازپسين رخداد چينخوردگي در اين بلوك است.

بحثي دربارة پايداري بلوك لوت

اگرچه فرضية تودة مياني (Median Mass) براي ايران مركزي مردود دانسته شده است ولي گروهي از زمينشناسان بر اين باورند كه در اثر رويداد كوهزايي سيمرين پيشين، و به ويژه رخداد سيمرين پسين، گسترههاي وسيعي از بلوك لوت دگرگون و پايدار  (Stable ) شدهاند به گونهاي كه حركتهاي زمينساختي پس از كرتاسه، بر اين بلوك اثر چنداني نداشتهاند. ولي:

 * اگرچه « سازند لوت » افقي و به دور از دگرشكلي است اما، همين سازند در حاشية باختري بلوك لوت، به ويژه در همبري با قسمتهاي گسليده، داراي چينهاي نامتقارن با دامنههاي پرشيب و گاهي برگشته است (كنراد و همكاران، 1977).

* سنگهاي آتشفشاني حاشية باختري لوت تا اندازهاي به دور از دگرشكلي اند. ولي، گسلش به نسبت شديد و به ويژه تداوم گسلها در انباشتههاي آبرفتي كواترنر، نشانة جنبا بودن بخش باختري بلوك لوت است.

* پويا بودن بلوك لوت، به ويژه در حاشية خاوري آن آشكارتر است. در اين ناحيه، به ويژه در مرز تماس با پهنة فليشهاي خاور ايران، گسلش، راندگي، خردشدگي و دگرگوني درخور توجه است. در اين جا، سنگهاي پالئوزوييك و به ويژه پرمين، و سنگهاي مزوزوييك، دگرشكلي فشرده و پرشيب دارند و كم و بيش دگرسان شدهاند.

* در سطح بلوك لوت، حدود 40 مخروط آتشفشان كواترنر وجود دارد.

* در سالهاي گذشته بلوك لوت جايگاه رخداد زمينلرزههاي مخرب و گسلشهاي مهمي بوده است.

* چينخوردگي پس از نئوژن، به نسبت پيچيده است. ولي بررسيهاي ساختاري نشان ميدهد كه اين بلوك از نئوژن به بعد، همچنان پذيراي تنشهايي در راستاي شمال خاوري – جنوب باختري بوده است.شواهد ياد شده و همچنين وجود چند گسل و خطوارة جديد در بلوك لوت، دلايلي هستند كه سختي و پايداري اين بلوك را به ويژه در قسمتهاي حاشيهاي پرسشآميز ميكنند.

بحثي دربارة آتشفشاني‎‎هاي لوت

همانگونه كه گفته شد، بلوك لوت، ميان دو گسل بزرگ شمالي – جنوبي نايبند و نهبندان جاي گرفته است. نيروهاي فشاري وارد بر ناحيه، سبب شدهاند تا در امتداد اين گسلها، جابهجاييها از نوع امتداد لغز و بُرشي باشند. در چنين رژيمي، سازوكار تغيير شكل در كمترين شدت ولي بازشدگي شكستگيها در بالاترين ميزان است. به همينرو، پديدة آتشفشاني شديد و پيوسته بوده و گدازههاي جوانتر، به طور پي در پي، سنگهاي پيشين را پوشانده و سنگهاي آتشفشاني گستردة بلوك را پديد آوردهاند (نوگل سادات، 1978).

فعاليت ماگمايي لوت شمالي از كرتاسة پسين، يعني بيش از 77 ميليون سال پيش، آغاز شده و 5 ميليون سال ادامه داشته است سنگهاي ماگمايي از نوع گدازههاي بازالتي، آندزيتي، داسيتي، ريوليتي همچنين مقدار كمتري نفوذيهاي نيمه عميق هستند. ويژگيهاي ژئوشيميايي اين سنگها ميرساند كه همه از نوع كلسيمي - قليايي هستند و همة شكلهاي آتشفشاني كنارة قاره، مرز صفحه‎‎هاي همگرا در آنها ديده ميشوند. تعيين سن پرتوسنجي با روش روبيديم - استرونسيم ميرساند كه خاستگاه بيشتر سنگها از گوشته و به دور از هرگونه درآميزي با پوسته است. تنها در برخي از ايگنيمبريتهاي پُرسيليس، نشانههاي از آلايش پوستهاي ديده ميشود (امامي، 1379).گفتني است كه آتشفشانيهاي بخش شمالي لوت، ميتواند حاصل فرورانش بلوك افغان به زير بلوك لوت (افتخارنژاد، 1972) و آتشفشانيهاي حاشية جنوبي لوت بخشي از كمان ماگمايي زون فرورانش مكران هستند.

لرزه زمينساخت بلوك لوت

در كنارة باختري بلوك لوت، ضخامت پوسته حدود 40 كيلومتر است و از آنجا به سوي جنوب باختري از ضخامت آن كاسته ميشود و ممكن است به حدود 20 تا 25 كيلومتر برسد.مطالعه لرزهخيزي بلوك لوت گواه آن است كه پارهاي از نواحي اين زون، مانند قائن، در اثر زمينلرزه ويران شدهاند. از زمينلرزههاي ويرانگر سدة بيستم اين بلوك، ميتوان به زمينلرزه‎‎هاي بَجستان (1925)، نهبندان (1928)، چاهك (1941)، دشت بياض (1968) اشاره كرد (بربريان، 1974).با مطالعة نقشة لرزهزمينساخت ايران ديده ميشود كه همانند ديگر نواحي ايران مركزي، در بلوك لوت نيز كانون زمينلرزهها روندي خاص ندارند و در سطح بلوك پراكندهاند. زونهاي لرزهخيز اين بلوك، بيشتر در شمال و نيز در امتداد گسلهاي مرز خاوري، مانندگسل نهبندان، و باختري، مانند گسل نايبند، جاي دارند، بيشتر زمينلرزهها از نوع كم عمق با بزرگي متوسط هستند (بربريان، 1974).

 برگرفته از کتاب زمین شناسی ایران - آقانباتی